ایران گردی
توربین های بادی دانمارکی در منجیل
منجیل شهر انرژی گیلان و با دارا بودن توربین های بادی به شهر انرژی کشور نامیده میشود. باد منجیل یکی از عوامل معروفیت این شهر میباشد که اغلب در بهار و تابستان با شدت بیش تری و در پاییز و زمستان با شدت کم تری میوزد. این باد از قدیم معروف به هفت باد منجیل بوده و شدت آن به قدری است که درختان زیتون را اغلب به یک سمت خم میکند.
اوایل دهه هفتاد با تصمیم دولت اقدام به خرید و نصب نیروگاه بادی از کشور دانمارک گردید و پس از گذشت چند سال و فراگیری متخصصان داخلی، امروزه پروانههای بادی در کشور تولید و در نیروگاه بادی منجیل نصب میگردد و این نیروگاه روز بروز بزرگ تر و مؤثرتر میگردد.
در سایت رودبار ۸۷ درصد روز های سال، باد وجود دارد که در کل ۲/۴میلیون کیلو وات ساعت برای یک توربین می توان بدست آورد. توربین های بادی عظیمی که به صورت افقی در چند قسمت از شهر منجیل نصب شده اند بیش از هر چیز در ابتدای ورود به این شهر توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند.
این توربین ها از سه پره به طول تقریبی ۳۰ تا ۴۰ متر ساخته شده اند و انرژی جنبشی باد را توسط ژنراتورهایی که در پشت پره ها قرار دارد، به انرژی الکتریکی تبدیل می کند. در شرایطی که وزش باد مناسب باشد، با چرخش هر کدام از این پره ها مناظر زیبا و دیدنی را بوجود می آورد که توجه هر بیننده ای را به خود جلب می کند.



برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, منجیل, توربینهای بادی
روستای کلشتر و درختان همیشه سبز زیتون
کلشتر یکی از روستاهای استان گیلان در ایران است. این روستا در بخش مرکزی شهرستان رودبار جای دارد و مرکز دهستان کلشتر است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این روستا ۱۲۷۲ نفر (۴۰۹ خانوار) بوده است
روستای کلشتر از نظر مناظر دیدنی به خاطر موقعیت کوهستانی و وجود درختان همیشه سبز مثل زیتون و کاج در چهار فصل سال زیبا و دیدنی است. در بهار و تابستان این زیبایی چندین برابر میشود. درون بافت مسکونی روستا تعداد زیادی چشمه و نهر آب وجود دارد.
آبشار زیبایی که بیش از بیست متر ارتفاع دارد یکی دیگر از مکانهای دیدنی روستا به شمار میرورد. روستای کلشتر به دلیل شرایط خاص، مساحت عمده جنگلهای منطقه رابه خود اختصاص دادهاست. جنگلهای پر درخت و بکر در ارتفاع ۱۰۰۰ متری از سطح دریا و کوه آسمانسرا با دشتی زیبا با علفهای بلند و سبز در ارتفاع ۱۹۰۰ متری از سطح دریا یکی دیگر از نقاط دیدنی روستای کلشتر میباشد.
یکی از ویژگیهای مهم روستای کلشتر وجود تعداد زیاد چشمههای پرآب، با آب بسیار سرد و گوارا میباشد که این روستا را از روستاهای دیگر متمایز میکند. آب شرب و کشاورزی روستا تماماً از این چشمهها تأمین میشود و آب مازاد بر مصرف برای آبیاری زمینهای کشاورزی روستاهای اطراف جاری میشود.
چشمه بار (چیمه وار) از بزرگترین و زیباترین چشمههای آب موجود در کشور است. از ویژگیهای این چشمه میتوان به سرمای خیلی زیاد آب حتی در تابستان اشاره کرد. مهمتر ازسرمای زیاد آب موضوعی است که اخیراً بیشتر به آن پرداخته میشود و آن سبک بودن آب از لحاظ وجود املاح میباشد که طبق آزمایشات انجام شده نتیجه گرفته شده که آب این چشمه حتی از آب معدنی دماوند هم سبک تر است.
آبشار کلشتر به طول تقریبی ۲۰ متر، سرچشمه کلشتر، امامزاده شاهزاده ابوطالب، درختان هزارساله زربین با بیش از ۲۰ متر ارتفاع، جنگلهای بلوط و راش و خانههای پلکانی از جاذبههای روستای کلشتر است.



برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, رودبار, روستای کلشتر
سروی که ناصر خسرو را شیفته خود کرد(هرزویل)
درخت سرو زیبا، دیدنی و پرابهت هرزویل در 5 کیلومتری شرق منجیل و در روستایی به همین نام (هرزویل) سر بر آسمان ساییده است و دارای قدمت طولانی چند هزار ساله است که از ظاهر، قامت و صلابت آن هویداست.
ناصر خسرو شاعر و سفر نامه نویس معروف در سفرنامه اش معروف خوداز روستای هرزویل و سرو کهنسال آن توصیفات زیبایی دارد. همه شواهد مکتوب و شفاهی نشان از این میدهد که درخت سرو هرزویل همدم وهمساز بادهای سخت باد منجیل و شاهد همه حوادث تلخ و شیرین آن بوده است . هر بیننده ای مسحور وافسون این یادمان تاریخ ملی و باستانی کشور و یادگار دوران کهن شده و آن را نمادمقاومت در برابرحوادث و رویدادهای بزرگ و قد برافراشته از دل رویدادهای مهم میداند؛ این درخت از اماکن محیط زیست است که همه ساله گردشگران زیادی را به حضور می پذیرد
برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, رشت, منجیل, سرو
سد منجیل را باید دید
سفیدرود دومین رود بلند ایران است. سفیدرود را در باستان رود آمارد مینامیدند.
در کتب قدیم سپید رود را با نام های گوناگون از جمله: سپیدرود، اسفیدرود، اسبیذروذ، سپیذروذ و سفیدرود خواندهاند.
رودخانه سفيد رود با طول 765 كيلومتر طولانيترين و پر آبترين رود استان گيلان است.
سر چشمه اصلي آن كوه چهل چشمه كردستان است كه بعدا” شعبهاي به نام گروس از كوههاي پنجهعلي و در شمال غربي همدان و شاخههاي ديگري در ناحيه بيجار (گروس) به آن متصل شده و به سمت شمال جريان مييابد. در ميانه رودهاي ديگري به نام قرانقوشچاي و ميانهچاي و هشترودچاي و آبهاي كوه سهند و همچنين بزقوش به آن مي پيوندند و بعد به سمت جنوب شرقي تغيير جهت ميدهند.
سپس زنجان رود كه از چمن سلطانيه سرچشمه مي گيرد و شعبات كوچك ديگر جاري شده از كوه هاي طارم به آن پيوسته و سر انجام به تنگه منجيل ميرسد. تا اين نقطه رودخانه مذكور با نام قزلاوزن (يا ” خوزوكويا” و يا رود سرخ) ناميده مي شود. در اين محل شاخه ديگري به نام شاهرود كه از كوه هاي طالقان سرچشمه مي گيرد و طول تقريبي آن تا منجيل حدود 180 كيلومتر است به آن ميپيوندد اين شاخه تقريبا” يك چهارم آب رودخانه سفيدرود را تأمين مي كند.
از محل تلاقي رودخانه شاهرود و قزلاوزن به بعد رودخانه سفيد رود ناميده مي شود. در منطقه منجيل سد بزرگ سفيدرود بر روي اين رودخانه ساخته شده كه درياچهاي با وسعت 56 كيلومتر مربع در پشت آن پديد آمده، در ادامه مسير اين رودخانه با پيوستن آبراهههايي كه اصلي ترين آنها عبارتند از آبرود، سياه رودبار، تويسن و آبراهه شلي به سفيدرود و پس از گذر از مزارع حاشيه رودخانه به طرف شمالشرقي و منطقه تجن جاري مي شود. در انتها شعبه اصلي اين رود از طريق صدها كانال و آبراه زراعي در منطقه حسن كياده به درياي خزر ميريزد.
آب و هوا در منطقه ي رودبار مديترانهاي مي باشد يعني زمستان هاي معتدل و اندكي مرطوب و تابستان هاي گرم و خشك . اين رود درناحيه ي منجيل در مسير بادهاي دائمي دره سفيد قرار گرفته كه به بادهاي منجيل معروف است.
وضعيت رودخانه از نظر قايقراني:
با قايقراني د اين رودخانه علاوه بر تجربه هيجان گذر از امواج متلاطم، مي توان مناظري زيبا و بينظير مختص به شمال كشور را تماشا كرد.
قسمت های خروشان (Rapid ها) رودخانه تقریبا” 500 متر بعد از سد سفیدرود شروع میشوند، كه قایقرانان محلی روی هريك نامی خاص گذاشتهاند. درجه قسمتهای خروشان این رودخانه بین 2 تا 3 میباشد.
جاذبه ها:
این منطقه داراي جاذبه هاي فراوان طبيعي، تاريخي و فرهنگي است. چشم اندازهاي طبيعي شامل رودخانه سفيدرود، درياچه سد سفيدرود، درياچه سد تاريک، ييلاقات و جنگل هاي عمارلو، کوه درفک، دشت ها و برنج کاري ها، حيات وحش، گل ها و گياهان وحشي شامل درخت هرزويل، گل سوسن چلچراغ، پوشش گياهي، چشمه هاي آب معدني داماش، سنگ رود و کلشتر، چشمه آبگرم ماست خور و … است.
جاذبه هاي تاريخي و باستاني شامل تپه هاي باستاني مارليک، تپه گرد کول، تپه کلشي، پل خشتي لوشان و …. جاذبه هاي فرهنگي شامل فرهنگ مردم منطقه، آداب و رسوم، صنايع دستي، لباس محلي، گويش، زندگي کوچ نشيني مردم قسمتي از منطقه عمارلو و ساير جاذبه ها شامل دهکده ييلاقي بره سر، دهکده سالانسر در کنار و … مي باشد. در امتداد رودخانه سفيدرود باغهاي انبوه زيتون قرار دارد كه با قایقرانی بر روی اين رودخانه در حالیکه وزش باد خنک و مطبوع گرمای تابستان را با خود میبرد ميتوان به تماشای دورنمای درختان هميشه سبز زیتون در ارتفاعات، صخرههای بلند در کنار دشتهای حاصلخیز و شاليزار هاي برنج نشست.
تنوع آبزيان :
بر اساس بررسيهاي انجام شده در طرح جامع شيلاتي طي سالهاي 1373 و 1374 در ناحيه دهانه رودخانه سفيدرود تا سد سفيدرود و سر شاخه هاي قزلاوزن و شاهرود، 45 گونه و زيرگونه ماهي متعلق به 36 جنس و 17 خانواده شناسايي شده كه در بين ماهي هاي مهاجر عمدهترین آنها عبارتند از: اوزون برون، تاس ماهی، ماهی سفید، کپور معمولی، سس ماهی، لای ماهی، اسبله، سفید کولی، شاه کولی، سیاه کولی و البته ماهي هاي خانواده كپور بيشترين فراواني را به خود اختصاص دادهاند.
رودخانه سفيدرود از لحاظ مهاجرت و زاد و ولد آبزيان بخصوص گونه هاي ماهيان خاوياري و گونه هاي ماهيان استخواني از رودخانه هاي منحصربه فرد در حوزه جنوبي درياي خزر مي باشد.
مشكلات زيست محيطي:
تخليه پساب هاي كارخانه هاي صنعتي، فاضلاب هاي خانگي، زباله هاي شهري و روستايي، سموم شيميايي كشاورزي، نيترات ها و فسفاتها، انواع حشرهكشها و زبالههاي كشتارگاهها باعث شده تا اكوسيستم طبيعي سفيدرود كه يكي از مهمترين حوزه هاي آبخيز ايران به شمار مي رود دچار تغييرات زيادي شده كه علاوه بر خطر نابودي كامل رودخانه و گونههاي متنوع آبزيان موجود در آن، اقتصاد و معيشت هزاران انسان را كه در حاشيه رودخانه زندگي مي كنند را نيز به خطر بياندازد.
انتقال اين آلودگيها به درياي خزر سبب بروز پديدههاي زيست محيطي مانند كشند قرمز و توده هاي وسيع فيتو پلانكتوني شده است.
متاسفانه بي توجهي به اين اكوسيستم بي نظير باعث نابودي بخش عظيمي از سفيدرود شده به طوري كه هم اكنون سفيدرود از يك اكوسيستم فعال به اكوسيستم غير فعال تبديل شده است.
ويژگيهاي فرهنگي:
گوناگوني و تنوع فرهنگي و همچنين تنوع قومي و گويشي در سرزمين گيلان با وجودي كه از نظر جغرافيايي يكي از استانهاي كوچك ايران به شمار ميرود بيش از هر جاي ديگر ايران ديده ميشود.
گيلكها، گالشها، تاتها، تالشها، كردها و تركها اجتماع گيلان را تشكيل ميدهند .
هر يك از اين اقوام موسيقي فولكلور بسيار غني، آيينها و باورها و گويش مختص به خود دارند كه آشنايي با آنها از لطف خاصي برخوردار است.
راه هاي دسترسي:
این رودخانه به موازات جاده قزوین-رشت پس از سد سفیدرود تا روستای گنجه در نزدیکی شهرستان رستم آباد جریان دارد. در ضمن دسترسی محلی منجیل-رودبار نیز موازی رودخانه است.
امكانات اقامتي:
در شهرهاي منجيل و رودبار امكان اقامت در مهمانخانه و محل هاي پيشبيني شده كمپينگ با دسترسي به سرويس بهداشتي وجود داشته و در شهرهاي اطراف نظير رشت يا قزوين اقامتگاههاي مناسبي موجود است.



برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, رشت, سد منجیل
تپه مارلیک و گنج دردسر ساز
تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شدهاند درهای خوش آب و هوا که برای سال ها محل سکونت اجداد ثروتمند گیلانی ها بوده. تپه های زینب بیجار ، پیلاقلعه ، دوربیجار و جازم کول ، بقیه این تپه ها هستند.
در پاییز سال ۱۳۴۰ش ، هیاتى به سرپرستى دکتر عزت الله نگهبان جهت بررسى و تحقیق عازم منطقه رحمت آباد رودبار شد . این حفارى که به مدت ۱۴ ماه از پاییز ۱۳۴۰ تا آخر پاییز ۱۳۴۱ ادامه داشت ، منجر به پیدا شدن ۵۳ آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد . این آرامگاه ها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند .
در ساخت این آرامگاه ها از تخته سنگ هاى بزرگ طبیعى که در سطح تپه وجود داشته، استفاده شده . در بعضى قسمت ها هم از سنگ هاى زرد رنگى استفاده شده که از ۱۵کیلومتر دور تر و از دره گوهررود به این محل انتقال یافتهاند.
حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود . از درگیری ها و بیمهری های اهالی روستا که به تحریک قاچاقچی ها انجام می شد، تا تهمت ها و دردسر هایی که باعث و بانی اش مقام های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید ؛ دردسری بزرگ که به نتیجه اش می ارزید .
از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است . قدمت این آثار به حدود 3 هزار سال پیش یعنى اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح مى رسد .
ماردی ها اقوام ساکن مارلیک مردگان شان را با لباس رسمى و تزئینات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى داده اند . در این حالت زانو ها اندکى خمیده می شدند . همراه مردگان ، ظروف تشریفات مذهبى ، مجسمه ها ، زیور آلات ، اسلحه ، ابزار و ادوات ، ظروف و ادوات آشپزخانه ، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب بازى کودکان دفن مى شد . این امر نمایانگر هویت و حرفه صاحب آرامگاه و عقاید مذهبى اقوام ساکن در محل بود.
به جز این اشیا ، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند : خنجر ، پیکان ، سر نیزه و نیز وسایل تزئینى مانند : گوش پاک کن ، ناخن پاک کن ، گوشواره ، دستبند ، گردنبند ، پیشانى بند ، مو بند ، سنجاق سر و همچنین ادوات و وسایل مورد استفاده نظیر ظروف ، دوک نخ ریسی ، دیگ ، ملاقه ، سیخ کباب ، ظروف سفالین ، پیکرک ها و مجسمه هاى سفالین و فلزى در مارلیک یافت شده اند . وسایل رزمى مانند : خنجر ، شمشیر ، سرنیزه ، سرگرز ، مچ بند ، بازوبند رزمی و تیردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.
یکی از کشفیات مهم این تپه ، 2 مهر استوانه ای است که روی آنها به خط میخی نقش شده است . این مهر ها به باستان شناسان برای تشخیص خط و تاریخ مارلیکی ها بسیار کمک کرده است .

گنجینه نفیس مارلیک
در کرانه شرقی سفیدرود دره زیبایی به نام گوهر رود وجود دارد که به علل حاصلخیزی خاک ، ملایمت هوا و رطوبت و بارندگی کافی از بهترین نقاط این ناحیه به شمار می رود . در وسط دره ی گوهر رود ، رودخانه ای به همین نام جریان دارد که از شعبه های کوچک سفید رود است .
در دره گوهر رود تپه های کوچک و بزرگی به چشم می خورد که مربوط به دوره های باستانی است و تپه مارلیک یکی از مهم ترین آن هاست . این تپه در محلی به نام چراغعلی تپه ( مالک قدیمی آن ) شهرت دارد . تپه های باستای گوهر رود از جمله مارلیک بقایای یک تمدن باستانی فراموش شده ای را در دل خود مدفون کرده اند .
تپه مارلیک ، که گنجینه ای ارزنده از هنر و تمدن بشری را در طول قرن ها در خود پنهان کرده است در حقیقت تپه ای طبیعی و صخره ای است که از سنگ های سولفات آهن تشکیل شده و لایه های طبیعی و تحتانی آن چنان است که شکاف های بزرک درون تپه ایجاد کرده و همین حفره ها موجب شده تا حیواناتی چون موش و مار به فراوانی در آن لانه کنند . عده ای معتقدند که نام مارلیک به دلیل وفور مار در این تپه بر انجه اطلاق شده است و افسانه مار و گنج در این تپه مصداق واقعی پیدا کرده است .
اما برخی نیز مارلیک را یک واژه ی تاریخی می دانند که از دو جز ” مارد ” و ” لیک ” ترکیب شده و معنای قوم ” مارد ” را می دهد . اینان استدلال می کنند که این کلمه در اصل ” ماردلیک ” بوده و با حذف ” دال ” مارلیک شده است . مارد اشاره به آمارد هاست و ” لیک ” هم همان ” لک ” است به معنای قوم و طایفه و عشیره است که در واژه هایی نظیر اسکو + لک و گیل+ لک دیده می شود . اگر نظریه اخیر را قبول کنیم بی گمان باید گنجینه ی مارلیک را متعلق به قوم آمارد بدانیم . کاوش های مارلیک در سال های 41-1340 با همکاری دانشگاه تهران و اداره باستان شناسی انجام گرفت .
در ادامه کاوش ها وضعیت اصلی تپه که معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شده باستانی است آشکار شد .
احتمال می رود که این تپه ، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان محلی بوده است که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد در این منطقه حکومت می کرده و مردگان خود را بنا بر سنن و آیین های رایج آن دوره به همراه اشیاء و آثار قیمتی در این آرامگاه ها به خاک می سپرده اند .
زمانی که سه چهارم کاوش در تپه انجام شد در حدود 25 آرامگاه با اتاق آرامگاه کشف شد که در همه آنها اشیایی مانند ظروف مفرغی – ظرف های سفالین- دکمه های تزئینی- انواع سرگرز ، پیکان ، شمشیر ، خنجر ، مجسمه های برنزی و سفالی ،کلاه خود ، سرنیزه ،سوزن های طلاو مفرغ و … با نقوشی از انسان و گیاهان و حیوانات نظیر گاو کوهاندار ،گاو بالدار ، اسب شاخدار و اسباب بازی هایی برای کودکان دوک پشم ریسی و افزاری از این گونه بدست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگی این اقوام هستند .و نشان از اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارد .
پارچه های بدست آمده از تپه های مارلیک نشانه ظهور و پیشرفت صنعت بافندگی در گیلان هزاران سال پیش است .
از جمله موارد جالب کشف کاشفان ، مهری است که روی آن خط میخی حک شده است و یا مهر دیگری که مجلس شکا ر را نشان می دهد . به گفته باستان شناسان قدمت آنها به بیش از سه هزار سال می رسد .
نمونه بی بدیل این کاوش ها جام مارلیک است که از زر ناب است و ارتفاع آن به 18 سانتی متر می رسد .
ارتفاع نقش برجسته های جام تا دو سانتی متر می رسد که نشان دهنده مهارت استاد کاری است که با ضربات چکش آن را آفریده است .
نقش وسط جام درخت زندگی است و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می شود که در حال بالا رفتن از درخت هستند . نمایش بدن حیوان به حالت نیم رخ و نمایش سر آنها از روبه رو ، از ویژگی های هنر ایرانی است و هویت ایرانی سازنده اش را نشان می دهد .
در کف جام گلی زیبا نقش شده است .در میان گل نقش خورشید دیده می شود که شعا ع های خود را به طور منظم پراکنده است .
برای اقوام مارلیک خورشید تا حد پرستش بسیار مهم بوده است و تا جایی که می توانسته اند نماد خورشید را به شکل ترنج های هندسی تزئینی در کف اکثر ظروف و جام های فلزی به تصویر کشیده اند . وقتی به نوع نقش و طرز ترسیم این ترنج ها توجه می کنیم در می یابیم خورشید در مرکز همه چیز است و همه موجودات از نور و حرارت جانبخش او زندگی می گیرند .
با اینکه انسان در هزاره ششم پیش از میلاد به فلزات دست پیدا کرده است اما از افتخارات مهم تمدن مارلیک صنایع فلزی و مخصوصا صنایع مفرغی است . در منطقه مارلیک به سبب وجود معادن سنگ فلز و منابع سوخت مانند چوب فراوان تولید مفرغ رونق زیادی یافته و کارگاه های صنایع مفرغی به وجود می آیند .
از نقاط اوج و شگفتی های دیگر صنعت مارلیک جامهای شیشه است که گفته می شود از اولین نمو نه های صنعت شیشه سازی بشر است .
و سرانجام این تمدن درخشان چه می شود ؟ برخی باستان شناسان معتقدند به دلیل شباهت فراوان آثار مکشوفه از سیلک در کنار شهر کاشان به خصوص آثار مفرغی ظروف و و ادوات و ابزار بسیار محتمل است که اقوام سلیک همان مارلیکی ها باشند که پس از حمله آشوریها به منطقه سیلک مهاجرت کرده اند و سپس به تدریج به ماد ها که از اقوام هند و ایرانی بودند پیوسته و در مراحل اولیه تکوین دولت ماد شرکت داشته و با دیگر گروه های مقتدر هند و ایرانی ، امپراطوری مقتدر ماد را در اوایل هزاره اول پیش از میلاد به وجود آورده باشند .
مجموعه آثار مارلیک در طبقه فوقانی موزه ملی ایران تهران نگاهداری می شود .
ابراهیم گلستان در سال 1342 فیلمی به نام تپه های مارلیک ساخت که برنده جایزه شیر سن مارکو جشنواره و نیز در سال 1343 شد که به ظاهر درباره ی کشفیات باستان شناسی در منطقه ی مارلیک است ، اما به واقع اثری در باره ی زندگی ، هنر ، دوام و آرزو برای فردایی بهتر است .




برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, رشت, تپه مارلیک
منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی
در راستای اهداف اقتصادی کشور و در پی سفر ریاست جمهوری وقت به شهرستان انزلی و با توجه به خواست همگانی و براساس مصوبه هیئت دولت در سال ۷۵ منطقه ویژه اقتصادی بندرانزلی در دو بخش جداگانه تعیین گردید و در سال ۸۲ منطقه ویژه اقتصادی انزلی به منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی بدل شده و در سال ۸۳ نیز اساسنامه سازمان منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی مورد تصویب هیئت وزیران قرار گرفت و محدوده منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی در سال ۸۴ از طرف هیئت وزیران تعیین و ابلاغ شد؛ که بر اساس آن منطقه آزاد انزلی در سه بخش و محدوده مجزای بندری؛ اداره کل بنادر و کشتیرانی استان، شهرک صنعتی انزلی و محدوده منطقه ویژه اقتصادی سابق انزلی با مساحت ۳۲۰۰ هکتار خشکی و تا عمق ۲ کیلومتر از دریا در طول ۲۰ کیلومتر از حاشیه دریای خزر را شامل میشد.

هم اکنون محدوده منطقه آزاد در شهرستانهای شهرستان انزلی، شهرستان رشت و شهرستان آستانه اشرفیه و بخشی از شهر رشت (فرودگاه رشت) قرار دارد. در اردیبهشت ۹۳ محدوده این منطقه از ۳ هزار و ۲۰۰ هکتار پیشین به بیش از ۹ هزار و ۶۰۰ هکتار افزایش یافته است.
این منطقه شامل محدودهای از شهرستانهای انزلی و رشت به مساحت تقریبی ۳۲۰۰ هکتار خشکی و تا عمق دو کیلومتر از آبهای ساحلی محدوده است. محدوده منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی (به غیر از محدوده بندری) از غرب به اراضی نیروی دریایی و محدوده روستای طالب آباد و از سوی شرق به روستای چپرپرد پایین منتهی میشود؛ که در سه محدوده جدا از هم به شرح ذیل در نظر گرفته شده است که هر یک پتانسیل خاص خود را دارند. این سه محدوده عبارتند از:
- ناحیه گلشن و فاز تجارت به مساحت ۲۰۹۱ هکتار که شامل اراضی مناسب طبیعی، با تراکم جمعیت پایین و مناطق مسکونی، کمترین مقدار زمین جهت شالی کاری، دسترسی به سواحل مناسب و وجود اماکن و تأسیسات تفریحی و توریستی منطقه شهرک صنعتی شماره یک منطقه آزاد و ناحیه اطراف آن به مساحت ۹۴۶ هکتار که شامل شهرک صنعتی، اراضی منابع ملی و مجاور تالاب میباشد. محدوده بندری منطقه آزاد انزلی به مساحت ۱۰۶ هکتار، که این امر مطلوبیت وجاذبههای منطقه آزاد تجاری – صنعتی انزلی را برای ارائه تسهیلات در زمینه تخلیه و بارگیری و سایر امور، ارتقاء داده است

بندر کاسپین
بندر کاسپین بندری در حال ساخت در پهنه آبی و ساحلی در سواحل زیباکنار، شهرستان رشت واقع در محدوده منطقه آزاد در حال احداث است. این بندر با ۲۲ پست اسکله و ظرفیت ۱۵ میلیون تن در یک شیفت کاری بزرگترین بندر ایران در دریای خزر و از نوع بنادر نسل سوم با تکنولوژی و امکانات دریایی مدرن میباشد این بندر تحت مالکیت، مدیریت و بهرهبرداری سازمان منطقه آزاد است و تحت نظارت و قوانین سازمان بنادر و دریانوردی و گمرک نمیباشد.
منطقه آزاد انزلی دارای ۳۰ کیلومتر ساحل از دریای خزر است. ۲۲ کیلومتر از این سواحل واقع در شهرستان رشت، ۸ کیومتر ساحل واقع در شهرستان انزلی و سواحل حوضه آبریز رودخانه سفیدرود در پارک ملی بوجاق واقع در شهرستان آستانه اشرفیه است




برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی
تپه مارلیک و گنج دردسر ساز
تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شدهاند درهای خوش آب و هوا که برای سال ها محل سکونت اجداد ثروتمند گیلانی ها بوده. تپه های زینب بیجار ، پیلاقلعه ، دوربیجار و جازم کول ، بقیه این تپه ها هستند.
در پاییز سال ۱۳۴۰ش ، هیاتى به سرپرستى دکتر عزت الله نگهبان جهت بررسى و تحقیق عازم منطقه رحمت آباد رودبار شد . این حفارى که به مدت ۱۴ ماه از پاییز ۱۳۴۰ تا آخر پاییز ۱۳۴۱ ادامه داشت ، منجر به پیدا شدن ۵۳ آرامگاه به طور منظم و پراکنده در سطح تپه شد . این آرامگاه ها عموما از سنگ و گل ساخته شده بودند .
در ساخت این آرامگاه ها از تخته سنگ هاى بزرگ طبیعى که در سطح تپه وجود داشته، استفاده شده . در بعضى قسمت ها هم از سنگ هاى زرد رنگى استفاده شده که از ۱۵کیلومتر دور تر و از دره گوهررود به این محل انتقال یافتهاند.
حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود . از درگیری ها و بیمهری های اهالی روستا که به تحریک قاچاقچی ها انجام می شد، تا تهمت ها و دردسر هایی که باعث و بانی اش مقام های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارهایش کشید ؛ دردسری بزرگ که به نتیجه اش می ارزید .
از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است . قدمت این آثار به حدود 3 هزار سال پیش یعنى اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد مسیح مى رسد .
ماردی ها اقوام ساکن مارلیک مردگان شان را با لباس رسمى و تزئینات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى داده اند . در این حالت زانو ها اندکى خمیده می شدند . همراه مردگان ، ظروف تشریفات مذهبى ، مجسمه ها ، زیور آلات ، اسلحه ، ابزار و ادوات ، ظروف و ادوات آشپزخانه ، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب بازى کودکان دفن مى شد . این امر نمایانگر هویت و حرفه صاحب آرامگاه و عقاید مذهبى اقوام ساکن در محل بود.
به جز این اشیا ، آثار و ادوات جنگى از جنس مفرغ مانند : خنجر ، پیکان ، سر نیزه و نیز وسایل تزئینى مانند : گوش پاک کن ، ناخن پاک کن ، گوشواره ، دستبند ، گردنبند ، پیشانى بند ، مو بند ، سنجاق سر و همچنین ادوات و وسایل مورد استفاده نظیر ظروف ، دوک نخ ریسی ، دیگ ، ملاقه ، سیخ کباب ، ظروف سفالین ، پیکرک ها و مجسمه هاى سفالین و فلزى در مارلیک یافت شده اند . وسایل رزمى مانند : خنجر ، شمشیر ، سرنیزه ، سرگرز ، مچ بند ، بازوبند رزمی و تیردان مفرغى بیانگر جنگجو بودن این اقوام است.
یکی از کشفیات مهم این تپه ، 2 مهر استوانه ای است که روی آنها به خط میخی نقش شده است . این مهر ها به باستان شناسان برای تشخیص خط و تاریخ مارلیکی ها بسیار کمک کرده است .

گنجینه نفیس مارلیک
در کرانه شرقی سفیدرود دره زیبایی به نام گوهر رود وجود دارد که به علل حاصلخیزی خاک ، ملایمت هوا و رطوبت و بارندگی کافی از بهترین نقاط این ناحیه به شمار می رود . در وسط دره ی گوهر رود ، رودخانه ای به همین نام جریان دارد که از شعبه های کوچک سفید رود است .
در دره گوهر رود تپه های کوچک و بزرگی به چشم می خورد که مربوط به دوره های باستانی است و تپه مارلیک یکی از مهم ترین آن هاست . این تپه در محلی به نام چراغعلی تپه ( مالک قدیمی آن ) شهرت دارد . تپه های باستای گوهر رود از جمله مارلیک بقایای یک تمدن باستانی فراموش شده ای را در دل خود مدفون کرده اند .
تپه مارلیک ، که گنجینه ای ارزنده از هنر و تمدن بشری را در طول قرن ها در خود پنهان کرده است در حقیقت تپه ای طبیعی و صخره ای است که از سنگ های سولفات آهن تشکیل شده و لایه های طبیعی و تحتانی آن چنان است که شکاف های بزرک درون تپه ایجاد کرده و همین حفره ها موجب شده تا حیواناتی چون موش و مار به فراوانی در آن لانه کنند . عده ای معتقدند که نام مارلیک به دلیل وفور مار در این تپه بر انجه اطلاق شده است و افسانه مار و گنج در این تپه مصداق واقعی پیدا کرده است .
اما برخی نیز مارلیک را یک واژه ی تاریخی می دانند که از دو جز ” مارد ” و ” لیک ” ترکیب شده و معنای قوم ” مارد ” را می دهد . اینان استدلال می کنند که این کلمه در اصل ” ماردلیک ” بوده و با حذف ” دال ” مارلیک شده است . مارد اشاره به آمارد هاست و ” لیک ” هم همان ” لک ” است به معنای قوم و طایفه و عشیره است که در واژه هایی نظیر اسکو + لک و گیل+ لک دیده می شود . اگر نظریه اخیر را قبول کنیم بی گمان باید گنجینه ی مارلیک را متعلق به قوم آمارد بدانیم . کاوش های مارلیک در سال های 41-1340 با همکاری دانشگاه تهران و اداره باستان شناسی انجام گرفت .
در ادامه کاوش ها وضعیت اصلی تپه که معرف آرامگاه و گورستان اقوام فراموش شده باستانی است آشکار شد .
احتمال می رود که این تپه ، آرامگاه خصوصی فرمانروایان و شاهزادگان محلی بوده است که در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد در این منطقه حکومت می کرده و مردگان خود را بنا بر سنن و آیین های رایج آن دوره به همراه اشیاء و آثار قیمتی در این آرامگاه ها به خاک می سپرده اند .
زمانی که سه چهارم کاوش در تپه انجام شد در حدود 25 آرامگاه با اتاق آرامگاه کشف شد که در همه آنها اشیایی مانند ظروف مفرغی – ظرف های سفالین- دکمه های تزئینی- انواع سرگرز ، پیکان ، شمشیر ، خنجر ، مجسمه های برنزی و سفالی ،کلاه خود ، سرنیزه ،سوزن های طلاو مفرغ و … با نقوشی از انسان و گیاهان و حیوانات نظیر گاو کوهاندار ،گاو بالدار ، اسب شاخدار و اسباب بازی هایی برای کودکان دوک پشم ریسی و افزاری از این گونه بدست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگی این اقوام هستند .و نشان از اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارد .
پارچه های بدست آمده از تپه های مارلیک نشانه ظهور و پیشرفت صنعت بافندگی در گیلان هزاران سال پیش است .
از جمله موارد جالب کشف کاشفان ، مهری است که روی آن خط میخی حک شده است و یا مهر دیگری که مجلس شکا ر را نشان می دهد . به گفته باستان شناسان قدمت آنها به بیش از سه هزار سال می رسد .
نمونه بی بدیل این کاوش ها جام مارلیک است که از زر ناب است و ارتفاع آن به 18 سانتی متر می رسد .
ارتفاع نقش برجسته های جام تا دو سانتی متر می رسد که نشان دهنده مهارت استاد کاری است که با ضربات چکش آن را آفریده است .
نقش وسط جام درخت زندگی است و در دو سوی درخت دو گاو بالدار دیده می شود که در حال بالا رفتن از درخت هستند . نمایش بدن حیوان به حالت نیم رخ و نمایش سر آنها از روبه رو ، از ویژگی های هنر ایرانی است و هویت ایرانی سازنده اش را نشان می دهد .
در کف جام گلی زیبا نقش شده است .در میان گل نقش خورشید دیده می شود که شعا ع های خود را به طور منظم پراکنده است .
برای اقوام مارلیک خورشید تا حد پرستش بسیار مهم بوده است و تا جایی که می توانسته اند نماد خورشید را به شکل ترنج های هندسی تزئینی در کف اکثر ظروف و جام های فلزی به تصویر کشیده اند . وقتی به نوع نقش و طرز ترسیم این ترنج ها توجه می کنیم در می یابیم خورشید در مرکز همه چیز است و همه موجودات از نور و حرارت جانبخش او زندگی می گیرند .
با اینکه انسان در هزاره ششم پیش از میلاد به فلزات دست پیدا کرده است اما از افتخارات مهم تمدن مارلیک صنایع فلزی و مخصوصا صنایع مفرغی است . در منطقه مارلیک به سبب وجود معادن سنگ فلز و منابع سوخت مانند چوب فراوان تولید مفرغ رونق زیادی یافته و کارگاه های صنایع مفرغی به وجود می آیند .
از نقاط اوج و شگفتی های دیگر صنعت مارلیک جامهای شیشه است که گفته می شود از اولین نمو نه های صنعت شیشه سازی بشر است .
و سرانجام این تمدن درخشان چه می شود ؟ برخی باستان شناسان معتقدند به دلیل شباهت فراوان آثار مکشوفه از سیلک در کنار شهر کاشان به خصوص آثار مفرغی ظروف و و ادوات و ابزار بسیار محتمل است که اقوام سلیک همان مارلیکی ها باشند که پس از حمله آشوریها به منطقه سیلک مهاجرت کرده اند و سپس به تدریج به ماد ها که از اقوام هند و ایرانی بودند پیوسته و در مراحل اولیه تکوین دولت ماد شرکت داشته و با دیگر گروه های مقتدر هند و ایرانی ، امپراطوری مقتدر ماد را در اوایل هزاره اول پیش از میلاد به وجود آورده باشند .
مجموعه آثار مارلیک در طبقه فوقانی موزه ملی ایران تهران نگاهداری می شود .
ابراهیم گلستان در سال 1342 فیلمی به نام تپه های مارلیک ساخت که برنده جایزه شیر سن مارکو جشنواره و نیز در سال 1343 شد که به ظاهر درباره ی کشفیات باستان شناسی در منطقه ی مارلیک است ، اما به واقع اثری در باره ی زندگی ، هنر ، دوام و آرزو برای فردایی بهتر است .




برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, رشت, تپه مارلیک
سد منجیل را باید دید
سفیدرود دومین رود بلند ایران است. سفیدرود را در باستان رود آمارد مینامیدند.
در کتب قدیم سپید رود را با نام های گوناگون از جمله: سپیدرود، اسفیدرود، اسبیذروذ، سپیذروذ و سفیدرود خواندهاند.
رودخانه سفيد رود با طول 765 كيلومتر طولانيترين و پر آبترين رود استان گيلان است.
سر چشمه اصلي آن كوه چهل چشمه كردستان است كه بعدا” شعبهاي به نام گروس از كوههاي پنجهعلي و در شمال غربي همدان و شاخههاي ديگري در ناحيه بيجار (گروس) به آن متصل شده و به سمت شمال جريان مييابد. در ميانه رودهاي ديگري به نام قرانقوشچاي و ميانهچاي و هشترودچاي و آبهاي كوه سهند و همچنين بزقوش به آن مي پيوندند و بعد به سمت جنوب شرقي تغيير جهت ميدهند.
سپس زنجان رود كه از چمن سلطانيه سرچشمه مي گيرد و شعبات كوچك ديگر جاري شده از كوه هاي طارم به آن پيوسته و سر انجام به تنگه منجيل ميرسد. تا اين نقطه رودخانه مذكور با نام قزلاوزن (يا ” خوزوكويا” و يا رود سرخ) ناميده مي شود. در اين محل شاخه ديگري به نام شاهرود كه از كوه هاي طالقان سرچشمه مي گيرد و طول تقريبي آن تا منجيل حدود 180 كيلومتر است به آن ميپيوندد اين شاخه تقريبا” يك چهارم آب رودخانه سفيدرود را تأمين مي كند.
از محل تلاقي رودخانه شاهرود و قزلاوزن به بعد رودخانه سفيد رود ناميده مي شود. در منطقه منجيل سد بزرگ سفيدرود بر روي اين رودخانه ساخته شده كه درياچهاي با وسعت 56 كيلومتر مربع در پشت آن پديد آمده، در ادامه مسير اين رودخانه با پيوستن آبراهههايي كه اصلي ترين آنها عبارتند از آبرود، سياه رودبار، تويسن و آبراهه شلي به سفيدرود و پس از گذر از مزارع حاشيه رودخانه به طرف شمالشرقي و منطقه تجن جاري مي شود. در انتها شعبه اصلي اين رود از طريق صدها كانال و آبراه زراعي در منطقه حسن كياده به درياي خزر ميريزد.
آب و هوا در منطقه ي رودبار مديترانهاي مي باشد يعني زمستان هاي معتدل و اندكي مرطوب و تابستان هاي گرم و خشك . اين رود درناحيه ي منجيل در مسير بادهاي دائمي دره سفيد قرار گرفته كه به بادهاي منجيل معروف است.
وضعيت رودخانه از نظر قايقراني:
با قايقراني د اين رودخانه علاوه بر تجربه هيجان گذر از امواج متلاطم، مي توان مناظري زيبا و بينظير مختص به شمال كشور را تماشا كرد.
قسمت های خروشان (Rapid ها) رودخانه تقریبا” 500 متر بعد از سد سفیدرود شروع میشوند، كه قایقرانان محلی روی هريك نامی خاص گذاشتهاند. درجه قسمتهای خروشان این رودخانه بین 2 تا 3 میباشد.
جاذبه ها:
این منطقه داراي جاذبه هاي فراوان طبيعي، تاريخي و فرهنگي است. چشم اندازهاي طبيعي شامل رودخانه سفيدرود، درياچه سد سفيدرود، درياچه سد تاريک، ييلاقات و جنگل هاي عمارلو، کوه درفک، دشت ها و برنج کاري ها، حيات وحش، گل ها و گياهان وحشي شامل درخت هرزويل، گل سوسن چلچراغ، پوشش گياهي، چشمه هاي آب معدني داماش، سنگ رود و کلشتر، چشمه آبگرم ماست خور و … است.
جاذبه هاي تاريخي و باستاني شامل تپه هاي باستاني مارليک، تپه گرد کول، تپه کلشي، پل خشتي لوشان و …. جاذبه هاي فرهنگي شامل فرهنگ مردم منطقه، آداب و رسوم، صنايع دستي، لباس محلي، گويش، زندگي کوچ نشيني مردم قسمتي از منطقه عمارلو و ساير جاذبه ها شامل دهکده ييلاقي بره سر، دهکده سالانسر در کنار و … مي باشد. در امتداد رودخانه سفيدرود باغهاي انبوه زيتون قرار دارد كه با قایقرانی بر روی اين رودخانه در حالیکه وزش باد خنک و مطبوع گرمای تابستان را با خود میبرد ميتوان به تماشای دورنمای درختان هميشه سبز زیتون در ارتفاعات، صخرههای بلند در کنار دشتهای حاصلخیز و شاليزار هاي برنج نشست.
تنوع آبزيان :
بر اساس بررسيهاي انجام شده در طرح جامع شيلاتي طي سالهاي 1373 و 1374 در ناحيه دهانه رودخانه سفيدرود تا سد سفيدرود و سر شاخه هاي قزلاوزن و شاهرود، 45 گونه و زيرگونه ماهي متعلق به 36 جنس و 17 خانواده شناسايي شده كه در بين ماهي هاي مهاجر عمدهترین آنها عبارتند از: اوزون برون، تاس ماهی، ماهی سفید، کپور معمولی، سس ماهی، لای ماهی، اسبله، سفید کولی، شاه کولی، سیاه کولی و البته ماهي هاي خانواده كپور بيشترين فراواني را به خود اختصاص دادهاند.
رودخانه سفيدرود از لحاظ مهاجرت و زاد و ولد آبزيان بخصوص گونه هاي ماهيان خاوياري و گونه هاي ماهيان استخواني از رودخانه هاي منحصربه فرد در حوزه جنوبي درياي خزر مي باشد.
مشكلات زيست محيطي:
تخليه پساب هاي كارخانه هاي صنعتي، فاضلاب هاي خانگي، زباله هاي شهري و روستايي، سموم شيميايي كشاورزي، نيترات ها و فسفاتها، انواع حشرهكشها و زبالههاي كشتارگاهها باعث شده تا اكوسيستم طبيعي سفيدرود كه يكي از مهمترين حوزه هاي آبخيز ايران به شمار مي رود دچار تغييرات زيادي شده كه علاوه بر خطر نابودي كامل رودخانه و گونههاي متنوع آبزيان موجود در آن، اقتصاد و معيشت هزاران انسان را كه در حاشيه رودخانه زندگي مي كنند را نيز به خطر بياندازد.
انتقال اين آلودگيها به درياي خزر سبب بروز پديدههاي زيست محيطي مانند كشند قرمز و توده هاي وسيع فيتو پلانكتوني شده است.
متاسفانه بي توجهي به اين اكوسيستم بي نظير باعث نابودي بخش عظيمي از سفيدرود شده به طوري كه هم اكنون سفيدرود از يك اكوسيستم فعال به اكوسيستم غير فعال تبديل شده است.
ويژگيهاي فرهنگي:
گوناگوني و تنوع فرهنگي و همچنين تنوع قومي و گويشي در سرزمين گيلان با وجودي كه از نظر جغرافيايي يكي از استانهاي كوچك ايران به شمار ميرود بيش از هر جاي ديگر ايران ديده ميشود.
گيلكها، گالشها، تاتها، تالشها، كردها و تركها اجتماع گيلان را تشكيل ميدهند .
هر يك از اين اقوام موسيقي فولكلور بسيار غني، آيينها و باورها و گويش مختص به خود دارند كه آشنايي با آنها از لطف خاصي برخوردار است.
راه هاي دسترسي:
این رودخانه به موازات جاده قزوین-رشت پس از سد سفیدرود تا روستای گنجه در نزدیکی شهرستان رستم آباد جریان دارد. در ضمن دسترسی محلی منجیل-رودبار نیز موازی رودخانه است.
امكانات اقامتي:
در شهرهاي منجيل و رودبار امكان اقامت در مهمانخانه و محل هاي پيشبيني شده كمپينگ با دسترسي به سرويس بهداشتي وجود داشته و در شهرهاي اطراف نظير رشت يا قزوين اقامتگاههاي مناسبي موجود است.



برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, رشت, سد منجیل
موزه میراث روستايي ،نمونهای کوچک اما واقعی، از نحوه زندگی روستاهای گیلان
موزههای روستایی، زیرمجموعه موزههای فضای باز میباشند که جلوه تمدن و فرهنگ روستایی را در محیط طبیعی باز مینمایانند
موزههای روستایی با انتقال آثار و بناها با مقیاس واقعی و قرارگیری در بستری مشابه وضعیت اولیه، شکل میگیرند.
موزه میراث روستایی گیلان در زمینی به مساحت حدود ٢٦٣ هکتار، در پارک جنگلی سراوان، واقع در کیلومتر ١٨ جادۀ رشت- تهران قرار دارد. فکر تأسیس موزه، پس از زمین لرزه خرداد ١٣٦٩ گیلان که روند تخریب بناهای سنتی را شدت بخشید، شکل گرفت. اما فاز مطالعات مقدماتی آن، از اوایل سال ١٣٨١ آغاز شد.
ابتدا، مطالعات گسترده جهت مکانیابی مناسب برای اجرای پروژه انجام شد. پس از بررسیهای فراوان، پارک جنگلی سراوان، به علت دارا بودن توپوگرافی مناسب و مشابه گیلان، دسترسی آسان و وجود تأسیسات زیربنایی مناسب به عنوان محل اجرای پروژه انتخاب شد. در همان زمان، آموزش نیروهای مورد نیاز انجام گرفت.
این موزه، نمونهای کوچک اما واقعی، از نحوه زندگی و فرهنگ سنتی روستاهای گیلان است.
بخش معماری این موزه، مجموعهای است که قدمت بناهای آن به طور متوسط به ١٥٠ سال میرسد. هدف موزه میراث روستایی گیلان، تنها انتقال بناهای روستایی نیست، بلکه حفظ فرهنگ بومی، فن ساخت و دانش نانوشتهای است که در روستاهای گیلان وجود داشته است.
گیلان در این مجموعه، علاوه بر معماری روستایی مناطق مختلف استان، سایر عناصر فرهنگی مربوط به ابزارهای زندگی و کار، خوراک، پوشاک و … هم به نمایش درآمده است.
در طراحی سایت، محلهای جداگانه برای رستورانها، چایخانهها، بازارها، مساجد، مزارع و باغهای چای، شالیزار، کارگاههای آموزش و تولید صنایعدستی، نظیر گمجسازی و سفالگری، مرواربافی، رشتیدوزی و … ، محوطهی بازیها و نمایشهای سنتی برای برگزاری کشتیگیلهمردی، ورزاجنگ، لافندبازی و …، مراکز تحقیقات کشاورزی و دامپروری، پژوهشگاه معماری و مردمشناسی، پارک کودک، باغهای پرورش گیاهان دارویی و درختان بومی، اردوگاه تفریحی، معماری چوب ملل و دو مجموعه مهمانپذیر با الهام از معماری روستایی به ظرفیت ١٥٠ واحد ٣ تا ٥ نفره، در نظر گرفته شده است.
در اردیبهشت ١٣٨٤ اولین کارگاه این طرح (روستای جلگه شرق) راهاندازی و یک سال بعد افتتاح و به بهرهبرداری رسید. در اردیبهشت ماه ١٣٨٧ فاز دوم این پروژه (روستای جلگه مرکز) افتتاح شد. در همان زمان، کلنگ فاز سوم (روستای جلگه غرب) و در شهریور ١٣٨٧ کلنگ فاز چهارم (روستای کوهپایه غرب) به زمین زده شد.
در خرداد ١٣٨٨ این دو فاز افتتاح و همزمان عملیات اجرایی فاز پنجم (روستای کوهستان غرب) آغاز شد. در خرداد ١٣٨٩ فازهای پنجم و ششم(روستاهای کوهپایه شرق و کوهستان غرب)و همچنین ساختمان خانه پژوهشگران افتتاح و همزمان کلنگ فاز هفتم (روستای کوهستان شرق) و کارگاه مدرسه جلگه مرکز به زمین زده شد.
در اردیبهشت ١٣٩٠ دو مجموعه مسکونی( حسنی، حقیقتی) از روستای جلگه غرب و دو مجموعه مسکونی( بهزادی، جامع) از روستای کوهپایه شرق که چندی پیش به بهره برداری رسیده بود، رسماً افتتاح شد.
موزه میراث روستایی گیلان تا کنون موفق به کسب چندین جایزه و گواهینامه از سوی نهادهای ملی و بین المللی شده است.








برچسبها: ایران گردی, استان گیلان, موزههای روستایی
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان ۱۳۹۴ ساعت 12:34 توسط مجید صیادزاده
|






